0:00 / 0:00

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را | شعر عاشقانه سعدی | غزل شماره ۲۲

۰ بازدید۱۴۰۵/۸/۴00:11:04

گاهی زیبایی را نمی‌توان پنهان کرد؛ همان‌گونه که عطرِ مُشک از پرده بیرون می‌زند، حُسنِ حقیقی نیز راه خود را به دل‌ها پیدا می‌کند. در این غزل دل‌انگیز، سعدی از شیفتگی، ستایشِ زیبایی و فروتنیِ عاشقانه سخن می‌گوید؛ شعری لطیف که پس از قرن‌ها همچنان طراوت گل و نغمه بلبل را با خود دارد. 🎙 شعر عاشقانه سعدی | غزل شماره ۲۲ من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را وین دلآویزی و دلبندی نباشد موی را روی اگر پنهان کند سنگین‌دلِ سیمین‌بدن مشک غمّازست نتواند نهفتن بوی را ای موافق‌صورت‌ومعنی که تا چشم من است از تو زیباتر ندیدم روی و خوش‌تر خوی را گر به سر می‌گردم از بیچارگی عیبم مکن چون تو چوگان می‌زنی جرمی نباشد گوی را هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوخته‌ست دوست دارد نالهٔ مستان و هایاهوی را ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق کنج خلوت پارسایان سلامت‌جوی را بوستان را هیچ دیگر در نمی‌باید به حسن بلکه سروی چون تو می‌باید کنار جوی را ای گل خوش‌بوی اگر صد قرن باز آید بهار مثل من دیگر نبینی بلبل خوش‌گوی را سعدیا گر بوسه بر دستش نمی‌یاری نهاد چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را #سعدی #غزل_سعدی #ادبیات_فارسی #شعر_عاشقانه #شعر_کلاسیک #شعر_فارسی #گلستان_سعدی #موسیقی_عرفانی #آرامش_روح #شعر_ناب 00:00 خوانش اول 03:26 خوانش دوم 07:15 خوانش سوم

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…