0:00 / 0:00

هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است | سعدی | غزل شماره ۶۶

۰ بازدید۱۴۰۵/۸/۴00:13:37

گاهی زیبایی را نمی‌توان پنهان کرد؛ همان‌گونه که عطرِ مُشک از پرده بیرون می‌زند، حُسنِ حقیقی نیز راه خود را به دل‌ها پیدا می‌کند. در این غزل دل‌انگیز، سعدی از شیفتگی، ستایشِ زیبایی و فروتنیِ عاشقانه سخن می‌گوید؛ شعری لطیف که پس از قرن‌ها همچنان طراوت گل و نغمه بلبل را با خود دارد. 🎙 شعر عاشقانه سعدی | غزل شماره ۲۲ هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است عشقبازی دگر و نفس‌پرستی دگر است نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس آدمی خوی شود ور نه همان جانور است شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست خصم آنم که میان من و تیغت سپر است من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر بند پایی که به دست تو بود تاج سر است دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است در حال حاضر نسخه کامل نغمه‌های منتشرشده را می‌توانید از طریق صفحات «دیوان خیال» بشنوید: Spotify: https://open.spotify.com/artist/1UaklrP4x1Os640taXuJZE?si=-BLZt2mUTmKnM-rKc-XT2w Apple Music: https://music.apple.com/us/artist/divan-khial/6783325158 site: https://divanekhial.com application: https://play.google.com/store/apps/details?id=com.divanekhial.app #سعدی #غزل_سعدی #ادبیات_فارسی #شعر_عاشقانه #شعر_کلاسیک #شعر_فارسی #گلستان_سعدی #موسیقی_عرفانی #آرامش_روح #شعر_ناب 00:00 خوانش اول 04:39 خوانش دوم 09:06 خوانش سوم

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…