اولین سالگرد پدر تئاتر آیینی ایران
یک سال است که صحنه، جای خالیِ صاحبِ خویش را به خاطر دارد که سالهای بسیار بر آن ایستاد و از رنج و امید و مردم گفت. آدمها میروند، اما آنچه در جانِ زمان کاشتهاند، میماند؛ در حافظهی مردم، در خاموشیِ صحنه، در واژههایی که هنوز گفته میشوند و در نسلی که از پسِ آنان میآید. آنچه از او مانده، تنها خاطرهی یک هنرمند نیست؛ بخشی از حافظهی فرهنگیِ یک سرزمین است. در نخستین سالگرد او، گرد هم آمدیم نه برای آنکه غیابش را به سوگ بنشینیم، که برای آنکه به یاد آوریم چه حضور بزرگی از میان ما گذشته است. این مجلس، یاد یک پدر بود؛ یاد یک هنرمند؛ یاد مردی که تئاتر را فقط بر صحنه نمیخواست، که آن را در متنِ زندگیِ مردم میجست. و من، در میان آن همه چهره و خاطره، به این فکر میکردم که بعضی آدمها پس از رفتن، آغازی دگر دارند. استاد ایرج صغیری، یک سال از خاموشیِ تنت گذشته است، اما صدای تو هنوز در این شهر، در این صحنه و در ما ادامه دارد. متن از اقلیما صغیری فرزند استاد ایرج صغیری ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ #بوشهر