اسرائیل چگونه تاسیس شد؟
تفکر صهیونیزم رو فردی روی کار آورد به اسمِ (تئودور هرتزل). هرتزل از ظلم و ستمی که به یهودیان در اروپا وارد میومد، شکه شده بود. اون اعتقاد داشت مسئله یهودیا قرار نیست به این راحتیا حل بشه، بلکه اوضاع داشت روز به روز بدتر میشد. ــــــــــــــــــــــــ فصلها: 00:00:00 مقدمه 00:04:45 یک رویا از دل یک کتاب کوچک 00:19:55 تلاویو، چشمه ای روی تپه 00:24:30 حتی به شوخی هم به اوگاندا فکر نکنید! 00:30:10 سرزمین شیر و عسل 00:49:20 قیام اعراب آغاز میشود 00:58:00 خشونت 01:08:10 دیوار ندبه 01:14:55 نوری از دل تاریکی 01:28:45 اسرائیل متولد میشود ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ما را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید: Instagram: Https://www.instagram.com/deep.podcast Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast ـــــــــــــــــــــــ کتاب پیدایش، که اولین بخش از کتاب مقدس عبری به حساب میاد، به گفته پژوهشگران طی حدود 500 سال نوشته شده، یعنی از قرن دهم تا قرن پنجم پیش از میلاد. این کتاب داستان آفرینش انسان رو روایت میکنه. از دل این داستان، مردمی خاص و برگزیده شکل میگیرن. مردمی که امروزه به اونها یهودیان میگیم. در کتاب پیدایش به این قوم وعده داده شده که سرزمینی داشته باشند، سرزمینی که خدای یگانه به اونها وعده داده. سرزمینی بر روی زمین، توسط خالق زمین. زمانیکه کتاب مقدس عبری یا همون تَنَخ نوشته شد، نویسندگانِ این کتاب خودشون در همون سرزمین زندگی میکردند. اما اونا در منطقهای بودن که همیشه بر سرش رقابت و درگیری وجود داشت، همین قضیه باعث شد زندگی در اونجا سخت و پر تنش باشه. آشوریها یهودیان رو از اون منطقه روندند. یهودیان از منطقهای که بهش پادشاهیِ شمال اسرائیل میگفتن به سمتِ پادشاهیِ جنوبیِ یهودا کوچ کردند. یهودیها بعدتر توسط بابِلیها به تبعید فرستاده شدن. بعدن در دورهی هخامنشیان اجازه پیدا کردند به سرزمینشون برگردن. بعد از اون تحت حکومتِ هِلِنیها و سپس رومیها در اومدن. اما وقتی علیه رومیها شورش کردند، تقریبا به طور کامل از این منطقه رونده شدند. تلاش برای بقا، در طول قرنهای بعدی تبدیل به بخشِ جدایی ناپذیری از تاریخِ قوم یهود شد. اونها در سراسر جهان پراکنده شدند. چیزیکه اونها رو به هم پیوند میداد یک متن مشترک بود. متنِ تنخ، کتابی مقدس به زبان عبری. یهودیان در سرزمینهای مختلف به عنوانِ اقلیت به زندگیشون ادامه دادند. از یک طرف، اونها معمولا در جوامع مسیحی و مسلمان تحت حمایت قرار میگرفتن، اما از طرفی دیگه در طول تاریخ، بارها از طرف همین جوامع مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. در قرنهای هجده و نونزده میلادی بیشتر یهودیان در اروپا زندگی میکردند. اندیشههایی که در اون دوران در اروپا ظهور کرده بود فرصتی تاریخی در اختیارشون گذاشت. فرصتی که باعث شد دیگه قبل از هر چیزی خودشون رو یهودی ندونن، بلکه خودشون رو بخشی از اون جامعهی جدید بدونن. یعنی از اینجا به بعد در جامعه اروپا ادغام بشن و خودشون رو بخشی از ملتهای جدیدِ اروپا ببینن. اما پذیرشِ این قضیه واسه اکثر مردم جامعه آسون نبود. خیلی از یهودیا و حتی غیر یهودیا، علاقه نداشتن که جامعه یهود با جامعه اروپا ادغام بشه. در اواخر قرنِ نونزدهم نارضایتی و آزار و اذیت یهودیان در خاک اروپا روز به روز بیشتر شد. اونها از ایده همرنگ شدن با جوامع اطرافشون دست کشیدن و تصمیم گرفتن راهِ خودشون رو جدا کنند. جنبشی شکل گرفت که از یهودیانِ سراسرِ جهان میخواست تا دور هم جمع بشن و به عنوان یک ملت مستقل زندگی کنند. حتی یک سرزمینِ جداگونهای برای خودشون انتخاب کنن. سرزمینی که بشه به عنوانِ یک یهودی، اون رو اداره کرد. اسمِ این جنبش رو صهیونیسم گذاشتن. سرزمینی هم که برای زندگی انتخاب کردند، همون سرزمینِ باستانی بود که توی کتاب مقدس اسمش ذکر شده، سرزمینِ فلسطین. اما فلسطین خالی از سکنه نبود و از قبل ساکنانی داشت. اینکه اون زمان ساکنینِ فلسطین راجع به جنبشِ صهیونیسم چه فکری میکردن دقیقا معلوم نیست. ولی یه چیزی مشخص بود. همون زمان اگر کسی ذرهای از سیاست سر در میارد و حتی نگاهی به جنبش صهیونیسم مینداخت، میدونست که این جنبش در آینده میتونه واسه فلسطینیا مشکلاتی بوجود بیاره. از اونطرف برای یهودیا یک هدف جدید تعیین شد. حالا اونا میخواستن مبارزه کنن. اونا از آزار و اذیتهایی که توی اروپا دیده بودن خسته شدن و دوست داشتن برای رسیدن به یک جای امن، دست به هر مبارزهای بزنن. اونا میخواستن سرزمینِ امنِ خودشون رو داشته باشند، سرزمینی که فقط برای یهودیان باشه. اما برای این هدف، منطقهی فلسطین رو انتخاب کردن، منطقهای که از نسلها پیش، سکنهی خودش رو داشت همه اینا باعث شد تا یک حسِ ملی گراییِ یهودی در هرتزل ایجاد بش