0:00 / 0:00

نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی...

۲۱ بازدید۱۴۰۰/۲/۷00:02:37

خواجه هم وقتی می‌خواهد آمدن بهار را خبر دهد، حرف حسابش را لطیف می‌گوید. هم می‌گوید دل‌خوشی را برای کسی کادو پیچ شده نمی‌آورند و باید برای خوش‌دلی‌ات بکوشی. و هم می‌گوید می‌دانم که این دنیا بالا و پایین دارد، سختی و مشکل دارد ولی تو مشغول غصه‌هایش نشو، چون تو را می‌بلعد و نابود می‌کند. به جای غصه خوردن، بیا قصه‌اش را بفهم و قبول کن که قصه‌ی دنیا چیزی غیر از این فراز و نشیب‌هاست تا بتوانی جور دیگری زندگی را بیابی و تجربه کنی. پس می‌گوید بکوش که شیرینی "قصه‌ی زندگی" را بفهمی تا "خوش‌دل" باشی! بعضی از انسان‌ها، زمان‌ها و مکان‌ها مجرای ورود معنا به عالم دنیا و ماده‌اند و چه چیز بهتر از آنکه ماده در راه مقصد، جان تازه بگیرد از پیوندش با معنا و کامت راشیرین کند... و بهار یکی از این زمان‌هاست برای درک این معنا. خواجه شیرینی این معنا را چشیده و نوش جان کرده که می‌گوید: "نوبهار است و بکوش..." "سال نو" و "زندگی نو" بر شما شیرین و مبارک و گوارا باد.

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…