با ظلم راه نیومدی از حقّ کوتاه نیومدی رفتی با خورشید روزا شب شد، با ماه نیومدی.
۱۲۲ بازدید۱۴۰۲/۹/۲۵00:08:15
با ظلم راه نیومدی از حقّ کوتاه نیومدی رفتی با خورشید روزا شب شد، با ماه نیومدی من مضطر تو هستم؛ تو مضطر منی من تاج عالم و تو تاج سر منی من حیدر رسولم، تو حیدر منی علی رو جواب نکن؛ از علی حجاب نکن آرزوی مرگ نکن؛ خونمو خراب نکن برده درد، من و تو رو سرگردون کرد من و تو رو برده از یاد تو کوچههاش شهر نامرد، من و تو رو من پدرم به امّت؛ تو امّ امّتی ما هردومون شریکیم تو هر هدایتی امّت چه کرده با ما؟! عجب حکایتی! دنیا ازم نگیری چراغ خونمو برا نفسکشیدن، تنها بهونمو دلیل دل خوشیمو، یار جوونمو راضی به جدایی از منه بیپناه نشو به حرمت «یارفیق»، یار نیمهراه نشو علی رو جواب نکن؛ از علی حجاب نکن آرزوی مرگ نکن؛ خونمو خراب نکن
۰ نظر
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…