فیلم سینمایی ترسناک It (آن)
داستان بیل اسکاشگورد در نقش پنیوایز در نمایی از فیلم. زمستان سال 1988 در شهر دری، پسر بچهای به نام جُرجی[E 11] به برادر خود بیل اصرار میکند که برای بازی در زیر باران به او ملحق شود اما بیل که مریض است و از لکنت زبان نیز رنج میبرد قبول نمیکند و جرجی تنهایی بیرون میرود. هنگام بازی در زیر باران، جریان آب قایق کاغذی جرجی را از مسیر منحرف کرده و آن را به درون فاضلاب میبرد. جرجی به دنبال قایق خود میرود اما ناگهان با دلقک عجیبی برخورد میکند که قایق او را در دست دارد. دلقک خود را پنیوایز معرفی میکند. جرجی که از ملاقات با دلقک هراسان شده، میخواهد از آن مکان برود ولی پنیوایز به جرجی حمله کرده و دستش را قطع میکند و سپس او را با خود به درون فاضلاب میبرد. چندین ماه از این اتفاق میگذرد و ماجراها از تابستان 1989 دنبال میشود. بیل به خاطر اتفاقی که برای برادرش افتاده از طرف خانوادهاش طرد شده و اوقات خودش را تنها در میان اعضای باشگاه بازندگان[E 12] که دوستان بسیار صمیمیاش هستند تجربه میکند. بیل که هیچوقت مرگ برادرش را قبول نکرده و گمان میکند او گم شدهاست تصمیم میگیرد که در طول تابستان به دنبال برادرش برود و ناپدید شدن تعدادی دیگر از بچههای شهر نیز انگیزه او را بیشتر میکند که جرجی مثل هزاران بچه دیگر به طرز مرموزی ناپدید شدهاست. در ادامه با اضافه شدن دو پسر و یک دختر دیگر به نامهای بن،[E 13] مایک[E 14] و بورلی، گروه باشگاه بازندگان تکمیل میشود. نقطه مشترک همه این افراد غیر از خاص بودنشان این است که همه آنها توسط دانشآموز جامعهستیزی به نام هنری باورز و نوچههایش مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
