میدانی چرا او در چنین شرایط سختی ساز میزند؟ چون او یک نوازندهی حرفهای ست.
۶ بازدید۱۴۰۱/۱۰/۱۸00:00:58
میدانی چرا او در چنین شرایط سختی ساز میزند؟ چون او یک نوازندهی حرفهای ست. جراحها تومور را حین عمل بر میدارند، اما اگر به بافت حساسی در مغز آسیبی برسانند، او دیگر هیچوقت نمیتواند ساز بزند. این اجرای تلخ برای جراح به این معناست که «هرجا ساز نزدم، متوقف شوید» انتخاب نقطهای میان مرگ و موسیقی. میدانی چرا او در چنین شرایط سختی ساز میزند؟ چون «هر آدم، چیزی برای از دست ندادن دارد.» ساز برای ما تنها یک ساز است اما برای او، تمامِ معنای زندگیست اینها را که مینوشتم با خود فکر میکردم اگر روزی جای تو بودم، من نیز به بیهوشی کامل نروم. چرا که ساز من قلبم است و موسیقی من، شرح دلتنگیِ توست. بگویم هرچقدر خواستید پیش بروید، تا جایی که نامش را صدا نزنم... «هر وقت صدایش نکردم، دست نگه دارید
۰ نظر
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…
