افُق نُقطه های سیاهِ کوچکی می رَقصد و زَمینی که بَر آن ایستاده ام دیگَر باره آرا
۰ بازدید۱۴۰۱/۹/۲۷00:00:44
افُق نُقطه های سیاهِ کوچکی می رَقصد و زَمینی که بَر آن ایستاده ام دیگَر باره آرام یافته است پِنـداری رویایی بود آن هَمه رویایِ آزادی یا احساسِ حَبــس و بَنـــد... #احمد_شاملو
۰ نظر
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…
