0:00 / 0:00

به خانه می‌رفت با کیف و کلاهی که بر هوا بود - چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید - دعوا

۰ بازدید۱۴۰۱/۶/۱۱00:00:56

به خانه می‌رفت با کیف و کلاهی که بر هوا بود - چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید - دعوا کردی باز؟ پدرش گفت و برادرش کیفش رل زیرورو می‌کرد به‌دنبال آن‌چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دیده بود گلِ سرخی را در دستِ فشردهء کتاب هندسه‌اش و خندیده بود #حسین_پناهی

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…