0:00 / 0:00

شدی پاره پاره ، قصیده ، غزل ، مثنوی ، چارپاره کریمی

۵ بازدید۱۴۰۱/۵/۴00:04:53

شدی پاره پاره ، قصیده ، غزل ، مثنوی ، چارپاره سراشیب گودال برای تو شد بام دار العماره شدی مثل تسبیح گرفته زمین با تنت استخاره . ناله زدی : حسین میا به کوفه ، داد زدی : کوفه وفا نداره . و زخم تنت را شمرد است و نیزه ، ستاره ستاره سرت را بریدند که گوش کنده شود گوشواره . که آغوش زینب برای رقیه شود راه چاره که بر بام باشد به یک کاروان کوفه گرم نظاره . ناله زدی : حسین میا به کوفه ، داد زدی : کوفه وفا نداره . و زخم تنت را شمرد است و نیزه ، ستاره ستاره که بر بام باشد به یک کاروان کوفه گرم نظاره که باشیم عمری ، عزاداره انگشت های اشاره سرت روی نیزه، تنت را جویده دهان قناره شدی پاره پاره ، دوباره دوباره دوباره دوباره

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…