بعد از تو دلم؛ پستوخانهای که به تاریکی خو کرد قفلی که کلیدش گم شد گویشی که مردم
۰ بازدید۱۴۰۱/۳/۸00:02:42
بعد از تو دلم؛ پستوخانهای که به تاریکی خو کرد قفلی که کلیدش گم شد گویشی که مردم به فراموشی سپردند بعد از تو دلم درخت سرگردانی شد در باد بوتۀ تنباکو در تدخین مورچهای با بار گندم در حصار آب ماه آوازهای چوپانان را به قلعه آورد و ما زیر نور زرد آنقدر گریه کردیم که پوست دیوارها ترک خورد بعدِ تو دستودلم بهکار نرفت افسردگی تا دندانها رسوخ کرد و النگوهای مادر از صدا افتاد با من چهکردی غمات ماندگار، اگر فراموشم نکردهای؟ آنگونهکه تاریخ گورهای دستهجمعیاش را از یاد میبَرَد... شاعر: #جواد_گنجعلی گوینده: #مهدیه_صادقی موسیقی متن: #حسین_حمیدی #دکلمه_دیگران @Javadganjalii
۰ نظر
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…
