0:00 / 0:00

برای فراموش کردن تو، شاید ورق‌بازی کردم شاید لبی تر نمودم و گلوی خسته از آهِ جا

۰ بازدید۱۴۰۱/۲/۱۷00:00:59

برای فراموش کردن تو، شاید ورق‌بازی کردم شاید لبی تر نمودم و گلوی خسته از آهِ جان‌سوزم را با شراب التیام بخشیدم و شاید تمام کوچه‌های شهر را با یاد تو قدم زدم وجب به وجب، قدم به قدم اما بگو چگونه فرو بنشانم این جهنمی را که در درونم زبانه می‌کشد چاره چیست؟ انگار وقت آن رسیده است که با استخوان‌هایم، نی‌لبک بنوازم. ولادمیر مایاکوفسکی 🎼 کانال باران نیکراه👇 🎼 @BaranNikrah_ir

۰ نظر

؟
0/500
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…