جلال عزیزم، دیشب کاغذت رسید که روغن چراغدان زندگی من است. کاغذی بود که بهعلت ند
۰ بازدید۱۴۰۱/۱/۲۴00:01:00
جلال عزیزم، دیشب کاغذت رسید که روغن چراغدان زندگی من است. کاغذی بود که بهعلت نداشتن سیگار، در یک قسمتش آنقدر عجله و اشتلم کرده بودی که درست نفهمیدم. سرم هم داد زده بودی. نوشته بودی مگر من بچه هستم که اُرد میدهی پالتو و لباس بخر؟ خوب ما غلط کردیم... عزیزدلم کاغذ به انتها رسید و عرضی ندارم. عصر دانشکده دارم و این کاغذ را از پست دانشگاه پست میکنم، بعد میروم عقب داریوش و شمس و اسلام و می آورمشان بالا. قربانت: شیرازی سیاهسوختهات ـ نامههای #جلال_آلاحمد و #سیمین_دانشور
۰ نظر
برای ارسال نظر، پاسخ، لایک نظر یا گزارش محتوا باید وارد حساب کاربری شوید.
در حال دریافت نظرها…
