سکوت

تعداد بازدید
01
سه شنبه 30 شهریور 1400
Cnava_1985

Cnava_1985

23 کاربر

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است... وقتی به فرد نالایقی خدمت میکنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب...

دیگر ویدیو و موزیک های : Cnava_1985

نوستالژی
00:01:00

نوستالژی

چهارشنبه 05 آبان 1400

زبل خان
00:01:00

زبل خان

سه شنبه 04 آبان 1400

محمد رسول الله
00:06:13

محمد رسول الله

یک شنبه 02 آبان 1400

#شعر
00:00:55

#شعر

سه شنبه 27 مهر 1400

فداکاری
00:00:12

فداکاری

سه شنبه 27 مهر 1400