#رمانکده
اسم #رمان #آسو 💋🖇️ #پارت _52💋 همون لحظه دایان از اتاقش اومد بیرون من از ترس دستم داشت میلرزید یه نگاه بهش کردم چونه ام میلرزید اومد سمتم چشماش درشت شده بود خواست حرف بزنه -چی..... انگشت اشاره مو گذاشتم روی بینیم لب زدم -هیس هیچی نگو بابا پشت تلفن همینجوری داشت دعوام میکرد دیگه چیزی از حرفاش نمیفهمیدم همین که قرار بود منو دوباره برگردونه به شهرمون و از دانشگاه منعم کنه برام کافی بود دایان اومد جلو تلفنو از دستم کشید ولی خداروشکر بابا همون لحظه قطع کرد گوشیو نگاه کرد -کی بود؟؟ با چشمای اشکی نگاهش کردم -آسو؟؟میگم کی بود؟؟؟؟ -ب...ا...با -چی گفت؟ دستمو گذاشتم روی صورتم شروع کردم هق هق گریه کردم هردو تا مچ دستمو گرفت از صورتم برداشت -میگم چی گفت آسو؟ درحالیکه داشتم گریه میکردم بریده بریده گفتم -میخواد....منو....ببره فهمیده تو اومدی مچمو ول کرد عصبی شده بود -هه اتفاقا من بی صبرانه منتظرشم خداکنه هرچه زودتر بیاد رفت سمت آشپزخونه یه لیوان آب برا خودش ریخت رفتم دنبالش -دایان؟؟؟ بازوشو گرفتم لیوان آبو یک نفس سر کشید کوبید روی اپن -دایان؟؟؟تروخدا یه کاری کن کمکم کن مگه نمیخوای کاری که کردی رو جبران کنی الان وقتشه، من نمیخوام برگردم به اون خونه ی خراب شده تروخدا دایان دستشو از دستم کشید بیرون -بابا جونت مشکلش منم تو از من کمک میخوای؟ نشست روی مبل عصبی شده بودم رفتم بالا سرش ایستادم شروع کردم بلند بلند به صحبت -من اومدم اینجا که درس بخونم هیچ مشکلی هم نداشتم تو اومدی همه چیو خراب کردی دایان الان حق نداری بشینی اینجا انگار اتفاقی نیوفتاده مجبوری درستش کنی مجبوری یه کاری کنی میفهمییییی؟؟؟ داشتم جیغ میزدم بلند شد زیر چونه امو گرفت توی دستش صورتمو آورد بالا -ولی تا وقتی که حسابمو با بابات صاف نکنم راحت نمیشم چونه مو ول کرد رفت سمت اتاقش پشت سرش دوییدم داد زدم -چه حسابی لعنتی؟؟؟؟این چه حسابیه که همه ی روح و روانمو جسممو اذیت کردی؟؟؟؟بس نبود؟؟؟؟من چه گناهی داشتم؟؟ ایستاده بود پشتش به من بود با گریه ادامه دادم -مگه من چیکارت کرده بودم که انتقامتو از من گرفتی؟؟؟؟من خودم از پدرم زخم خوردم دیگه توان نداشتم نشستم روی زمین برگشت زیر بازومو گرفت بلندم کرد کمکم کرد روی تخت بشینم یه لیوان آب قند برام آورد داد دستم شروع کرد به راه رفتن جلوی من بعد چنددقیقه سکوت گفت -اگه میخوای کمکت کنم بدون چون و چرا باید به حرفام گوش بدی #رمان_جذاب #رمان_ایرانی #رمان_جدید #داستان
