#رمانکده
اسم #رمان #آسو 💋🖇️ #پارت _38💋 دستشو گذاشت روی سینه ام هولم دادم خوردم به دیوار، پشتم درد گرفت انگشت شست شو کشید روی لبم چشمای خمارشو دوخته بود به لبم -ولی اون ارضام نمیکنه آب دهنمو قورت دادم -دایان ولم کن بذار برم اصلا انگار منو ندیدی، میرم کردستان نمیخوام درس بخونم بذار برم فقط، به هیچ کس حرفی نمیزنم قول میدم با اخم داشت نگام میکرد حس کردم دلش داره نرم میشه ولی سریع قیافه شو تغییر داد عصبی گفت -برو گمشو اتاقت میدونستم مقاومت کردن فایده ای نداره ولی نباید کم میاوردم اگه اینبار کوتاه میومدم همیشه میخواست گند کاریاشو بیاره اینجا نشستم روی مبل از واکنشم تعجب کرد لباس دختره رو انداخت طرفش بهش گفت -بپوش برو -دااااایااااان یعنی چی؟؟؟من دلم ترو میخواد کلافه دست کشید پشت گردنش -گمشو برو تا سه میشمرم اینجا نبینمت دختره که بدجور ضایع شده بود لباسشو تنش کرد یه چشم غره برا من رفت از کنار دایان رد شد گفت -متاسفم برات رفت بیرون درو بهم کوبید از کنارش رد شدم که برم توی اتاقم مچ دستمو محکم گرفت منو برگردوند سمت خودش سرشو نزدیک گوشم آورد ضربان قلبم شدت گرفته بود خیلی میترسیدم ازش ولی درعین حال وقتی نزدیکم میشد قلبم تند تند میزد آروم زیر گوشم لب زد -یادم نمیره که حسودیت شد خانوم کوچولو نگاهش کردم با تنفر گفتم -خیلی کثیفی دستمو از دستش درآوردم رفتم سمت اتاقم درو بهم کوبیدم هه حسودی؟مگه من احمقم به تویی که این همه بلا سرم آوردی حسودی کنم چقدر اعتماد به نفسم داشت لباسمو عوض کردم خوابیدم صبح با صدای شکستن چیزی از خواب پاشدم با همون بلوز شلواری که تنم بود رفتم بیرون از اتاق خبری از دایان نبود رفتم داخل آشپزخونه یه عالمه خون روی زمین ریخته بود وقتی اون صحنه رو دیدم ناخودآگاه جیغ کشیدم دوییدم سمتش مچ دستشو نگه داشته بود نشسته بود روی صندلی با واکنش من با تعجب نگام کرد -چی شده دایان؟؟ چن ثانیه سکوت کرد فقط نگام کرد فکرشو نمیکرد نگرانش بشم سرشو برگردوند سمت دستش -بشقاب از دستم لیز خورد شکست یه تیکه اش برخورد کرد به رگ دستم -آخه چرا اینقد خون اومده؟چیکار کنم برات؟ بازم با تعجب داشت نگام میکرد حرف نمیزد دستمو جلوی چشمش تکون دادم -میگم چیکار کنم؟من بلد نیستم؟ -یه باند بردار بپیچ دورش رفتم توی جعبه ی کمک های اولیه گشتم باند پیدا کردم آوردم با کمک خودش سفت پیچیدم دور مچ دستش #رمان_جذاب #رمان_ایرانی #رمان_عاشقانه #داستان #داستان_کوتاه #رمان_جدید
